تبليغاتX
لب های جذامی
پرنده ای که مرده بود به من پند داد که پرواز را به خاطر بسپارم
 با خواندن این مطلب اشک توی چشم هام حقله زد و به حال خودم و مردم افسوس خوردم .... و امیدوارم همه این طور فکر کنن .
و در گذشت خسرو شکیبایی یکی از بهترین بازیگران را تسلیت می گم .

نشریه آمریکایی نشنال جئوگرافیک در آخرین شماره خود مقاله ای با عنوان «پارس، روح باستانی ایران» به چاپ رسانده است که در آن نویسنده به شرح سفر خود به ایران و نقاط باستانی آن می پردازد و اینکه ایرانیان تا چه اندازه هویت خود را در پیوند با ایران باستان می بینند.

نویسنده این مقاله، مارگریت دل گوویدیچه است که با تشریح سفر خود به تخت جمشید، مقر امپراتوری هخامنشی، می نویسد: آنچه که بیش از همه در ویرانه های پرسپولیس (تخت جمشید) جلب توجه می کند فقدان نمادهای خشونت است. در میان سنگ تراشی های این بنا شمایل سربازان را می بینید بدون آنکه در حال جنگ باشند، اسلحه ها را می بینید بدون آنکه در حالت حمله باشند. پیکره های دیگر صحنه اجتماع مردم از ملل گوناگون را تصویر کرده اند که با حمل هدایا و چهره هایی صلح طلب دست بر شانه یکدیگر نهاده اند.

در دوران باستان که به خشونت و جنگ های بی رحمانه شهرت دارد، به نظر می رسد تمدنی که مرکز آن تخت جمشید بود سرزمینی آرام و در برگیرنده مردمان گوناگون بوده است. امروزه برای بسیاری از ایرانیان این ویرانه ها یادآوری مهم از اجداد باستانی آنهاست و اینکه آنها چگونه می زیستند و چگونه رفتار می کردند.

این نشریه آمریکایی خاطر نشان می کند: پارس یک امپراطوری بزرگ بود که با تصرف سرزمین های دیگر قدرت خود را تثبيت کرد ولی در عین حال شاید اولین امپراطوری باشکوه دوران باستان و پیشرفته ترین تمدن آن دوره هم بود.

نویسنده مقاله می گوید: در سفر خود به ایران در جستجوی پاسخ به این سوال بودم که ایرانیان امروزی تا چه حد هویت خود را در پیوند با ایران باستان می بینند. در عین حال برایم جالب است بدانم کشوری که در غرب به عنوان خطری برای صلح و با حکومتی یاغی تلقی می شود در درون چگونه است و خود را در دنیای امروز چگونه می بیند.

وی با تشریح هویت ملی ایرانیان می گوید: هویت ایرانیان از عناصر گوناگونی تشکیل شده، بخشی هویت باستانی ایرانی است، بخشی هویت اسلامی و بخشی دیگر متاثر از الگوهای غربی است. نکته در این است که این عناصر گاه متضاد همه با هم در وجود ایرانیان جمع شده اند.

نویسنده سپس سفرنامه خود را بازگو کردن داستان آن گروه از ایرانیانی می داند که سعی می کنند تمام هویت خود را با عناصر به یادگار مانده از ایران باستان توضیح دهند.

به گفته وی، این ایرانیان، شعر و شراب و عشق و ترانه را می ستایند هرچند در محیطی زندگی می کنند که عناصر فرهنگی دیگری بر آن غالب است.

انطباق به شیوه ایرانی

در مدتی که من در ایران بودم دو دانشگاهی ایرانی تبار آمریکایی به اتهام تحریک به اقدامات ضد حکومتی در ایران بازداشت شده بودند. آنها البته بعدا آزاد شدند. در آمریکا از من می پرسند مدتی که در ایران بودی نگران نبودی؟ اما در ایران من مهمان ایرانیان بودم و این یعنی بهترین و محترمانه ترین موقعیت.

در ایران همه چیز و بهترین چیزها برای مهمان است. هر جا که پا می گذاشتم میزبانان در نهایت لطف به من توجه و کمک می کردند. هر چند در نهایت دریافتم که بخشی از این رفتار به قول خود ایرانیان تعارف است که در فرهنگ آن مردم بسیار ریشه دار است.

در عین حال به سختی می توان از نیت واقعی افراد در پس این پرده تعارف با خبر شد. به قول یک فعال سیاسی ایرانی که در تبعید زندگی می کند، ایرانی ها به دلیل فشار نظام های سیاسی در طول تاریخ و برای پرهیز از مواجهه با خطر به خوبی آموخته اند که در هر شرایطی نیات حقیقی خود را برملا نکنند.

جغرافیا، سرنوشت تاریخی

در حقیقت تاریخ طولانی ایران مملو از جنگ، اشغال و مبارزه با بیگانه است و دلیل آن موقعیت جغرافیایی این سرزمین است. ایران در مرکز هر محوری است که قدرت و تمدن های شرقی را به مدیترانه یا قدرت های غربی وصل می کند. هر کشمکش نظامی، داد و ستد تجاری و یا امتزاج فرهنگی که بین این قدرت ها در طول ۲۵ قرن گذشته روی داده، تاثیر خود را بر ایران برجای گذاشته است.

عامل دیگر ثروت و موقعیت استراتژیک این سرزمین است. امپراطوری ایران باستان سه بار توسط سه سلسله مختلف تاسیس و بعدها به دست دشمن نیرومند تر سرنگون شد. این سرزمین حمله و اشغالگری اعراب، مغول ها و ترک ها را تجربه کرده است.

با این وجود از نگاه آن دسته از ایرانیان که خود را با هویت باستانی – ملی تعریف می کنند اشغال و سلطه اعراب بیش از همه تاثیر گذار بوده است. تلاش برای حفظ هویت ایرانی و یا احیاء آن پس از هر اشغال خارجی، از نگاه ایرانیان ملی گرا کلید نجات فرهنگ این کشور بوده است.

آنها می گویند در طول تمام این دوره های اشغال نتیجه همیشه این بود که قوم متجاوز در فرهنگ ایرانی حل می شد نه اینکه فرهنگ ایرانی تابع فرهنگ متجاوز شود. ایرانیان به این ظرفیت فرهنگی خود که ناشی از انعطاف پذیری آن و هوشمندی رهبران آن است می بالند.

به آراتا خوش آمدید

شواهد باستان شناسی نشان می دهد که اولین ساکنان دائمی حدود ده هزار سال پیش در ایران مستقر شدند و به گفته برخی، نام «ایران» از کلمه آریایی سرچشمه می گیرد، که قومی بود که حدود ۱۵۰۰ سال قبل از میلاد از شمال به سرزمین امروزه ایران مهاجرت کرد.

صدها لایه تمدن های اولیه در خاک ایران روی هم انباشته شده است و مسلما باستان شناسی در آینده شواهد بیشتری از جزییات آن را روشن خواهد کرد.

تازه ترین مورد از این کشفیات در حوالی شهر جیرفت بوده که نشانه هایی از تمدن پنج هزار ساله را در آن منطقه کشف کرده است. تمدنی به قدمت تمدن اولیه بین النهرین. برخی از کارشناسان باستان شناسی با اشاره به شواهد بدست آمده از این منطقه حدس می زنند که این بازمانده تمدنی است به نام «آراتا» که موجودیت آن به حدود ۳۷۰۰ سال قبل از میلاد باز می گردد.

در مطالعات باستان شناسی، آراتا معروف است به ناحیه ای که بسیاری از اشیا و صنایع دستی از آنجا به بین النهرین رسیدند.

نوستالژی ابرقدرت

آنچه که از دوران ایران باستان در ذهنیت امروز ایرانیان بیش از همه یادآوری می شود نقش امپراطوری ایران در پایه گذاری مفاهیمی مثل آزادی و حقوق بشر است.

به اعتقاد ايرانيان، امپراطوری هخامنشی با پيروان ساير اديان و اقليت های نژادی مدارا می کرد. در قلمرو اين امپراطوری که در اوج خود از رودخانه ايندوس در هند تا سواحل مديترانه در فلسطين و مصر را در بر می گرفت بيش از ۲۰ ملت متفاوت در آرامش و تحت حاکميت پاسارگاد مرکز امپراطوری زندگی می کردند.

برخی از کارشناسان می گویند تبدیل شدن موضوع برنامه هسته ای دولت به یک شعار یا خواسته ملی شاید نمونه ای از همین نوستالژی باشد. با وجودی که در طول تاریخ بارها مرزهای سرزمین پهناور ایران کوچک و کوچکتر شده اند ولی آن پیش زمینه تاریخی که روزی ایران ابرقدرتی بود در ذهنیت بسیاری از ایرانیان عمل می کند.

سابقه این دوران پرشکوه به پادشاهی کوروش باز می گردد و سمبل آن استوانه ای سفالی است که روی آن فرمان کوروش حک شده. اصل این استوانه در موزه بریتانیا در لندن و یک کپی آن در مقر سازمان ملل در نیویورک است.

روی این استوانه، متنی به خط میخی حک شده که به منشور کوروش مشهور است و در آن پادشاه ایران با ممنوع کردن برده داری و سرکوب در هر شکل آن، ممنوع کردن غصب اموال مردم و دادن حق انتخاب به ملت ها برای پیوستن به قلمرو امپراطوری، احترام حکومت ایران باستان را به مبانی آزادی و حقوق مدنی به نمایش می گذارد.

این متن از نگاه سیاسی اولین منشور حقوق بشر و مدنیت در تاریخ است.

اما در دهه های اخیر که ایران به دلایل سیاسی، حداقل در غرب، چهره دیگری پیدا کرده ایرانیان می کوشند خود را از این کلیشه ها دور کنند. اولین چیزی که بسیاری از ایرانیان به یک شهروند کشورهای غربی می گویند این است: ما ایرانی هستیم و نه عرب.

و شاید به همین دلیل است که به گفته برخی مورخان، ایرانی ها با وجود تبعیت از دین اعراب در نهایت با وجود حفظ مسلمانی به دنبال ساخت مذهب دیگری بودند که در چارچوب اسلام، آنها را از اعراب متمایز سازد و آن مذهب شیعه بود.

وجهه ملی فردوسی

زبان ایرانیان فارسی است. هرچند این زبان از عربی تاثیر فراوانی گرفته ولی جوهره آن پارسی کهن است. ایرانیان حفظ و احیای زبان خود را مدیون فردوسی می دانند. فردوسی برای ایرانیان مثل هومر برای یونانیان است.

ایرانیان شاعران خود را می ستایند از فردوسی گرفته تا حافظ، سعدی، رومی (مولانا) و عمر خیام. زبان شعر و ادبیات در زمان اشغال ایران در طول تاریخ وسیله مقابله با مهاجم و حفظ هویت ملی بود.

شاهکار فردوسی کتاب شعر طويلی است به نام «شاهنامه» که در برگيرنده داستان های حماسی دوران حکمرانی ۵۰ پادشاه ايران است که در نهايت با هجوم اعراب به پايان می رسد.

در اين ماجراها هميشه نقش شخصيت پهلوانان و قهرمانان ايران از نقش پادشاه مهمتر و ارزنده تر است. شاهنامه چنان محبوب است که تقريبا هر ايرانی از هر قوم و تبار با هر حدی از آشنايی با کتاب و ادبيات بخشی از داستان های آن و ابياتی از اشعار آن را در حافظه خود دارد. شايد حفظ يکپارچگی ايران بعد از ۲۵ قرن و اين همه حوادث تاريخی را بايد مديون يگانگی زبان آن دانست.

ولی شايد بتوان به اين نتيجه نيز رسيد که ايرانيان به اين عادت کرده اند که خود را با شرايط دشوار سياسی، از اشغال خارجی گرفته تا سلطه حکومتی نامطلوب، انطباق دهند بدون آنکه از آرزوها و ارزش های فرهنگی خود دست بردارند.

برای آنها پس از حدود ۱۰ قرن هنوز فردوسی سمبل اين انطباق است، به اين معنا که «بيگانه» يا «خصم» ممکن است خاک من را کنترل کند ولی درون من هميشه مستقل و ايرانی خواهد ماند.





+ نوشته شده در  جمعه 28 تیر1387ساعت 21:7  توسط بانوی حلبی  | 

در حالی که وزارت نیرو مدام از مردم می خواهد ولو با خاموش کردن یک لامپ اضافی ، در مصرف برق صرفه جویی کنند تا بحران فعلی پشت سر گذاشته شود، برخی دستگاه های دولتی بدون توجه به وضعیت موجود و خاموشی های گسترده ، همچنان در مسیر اسراف گری در مصرف انرژی برق هستند .

تصاویری که مشاهده می کنید مربوط به بخشی از مرکز شهر تهران است و آنچنان که می بینید در این تصاویر بخشی از شهر به دلیل قطع برق در خاموشی به سر می برد و در این شرایط نور افشانی و درخشندگی یک برج ، در بخشی که برق آن قطع نشده است خود نمایی می کند.

به گزارش سایت حکومتی عصرایران، درحالی که در روز 26 خرداد ۱۳۸۷دستگاه‌هاي دولتي طی بخشنامه ای به اجتناب از اسراف در مصرف انرژي به ويژه آب و برق توصیه شده اند ،وزارت نفت به این شکل  که در عکس میبینید ،ضمن نادیده گرفتن بخشنامه ، همچنان اصرار دارد نمای بیرونی ساختمان مرکزی خود را در تقاطع حافظ - طالقانی نورافشانی کند هر چند که همسایگان این برج معروف دولتی ، در خاموشی مطلق به سر ببرند و با ناراحتی به این دهن کجی آشکار به حقوق خود بنگرند .

منبع iran bbb
+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 تیر1387ساعت 14:26  توسط بانوی حلبی  | 


 خبرنامه امير کبير :                                                                         

نیروهای امنیتی روز سه شنبه به منزل اشکان قیسوندی، از فعالین دانشجویی و عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه زنجان رفته و قصد بازداشت وی را داشتند. خبرهای رسیده حاکی از آن است که آنها موفق به بازداشت وی نشدند.

قیسوندی در ۱۸ تیرماه سال گذشته، طی یورش نیروهای امنیتی در دفتر ادوار به همراه ۱۶ تن از فعالین دانشجویی وسیاسی بازداشت شده بود. به گزارش خبرنامه امیرکبیر، از آن جا که اشکان قیسوندی رابطه نزدیکی با مهدی عربشاهی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، دارد این احتمال نیز وجود دارد نیروهای امنیتی برای بازداشت عربشاهی به منزل این فعال دانشجویی مراجعه کرده باشند.

در بهمن ماه ۸۶ نیز وی به دادگاه انقلاب احضار شد و جلسه رسیدگی به اتهامات وی در اسفند ماه تجدید نظر شده بود. از میان فعالین دانشجویی بازداشت شده در دفتر ادوار مسعود حبیبی نیز روز دوشنبه ۲۴ تیر به شعبه یک بازپرسی دادگاه انقلاب احضار شده است.


این عکس تزیینی است ( احمد باطبی در پاسارگاد)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 13:32  توسط بانوی حلبی  | 

ادم های تنها ، آدم های غمگین ، آدم های خسته ،

آدم های عاشق چشم ها دوکاسه خون ،آدم های شکسته،

آدم های پول دار آدم های بی پول تو فکر تجارت،

ادم های مهم ادمهای جدی و عقده ی حقارت ،

اینجا هیچ کس سر جاش نیست !

خلبان ها جاشون را عوض کردن با راننده های تاکسی و کامیون،

حتما باید بی مزه و جلف باشی تا بری تو تلویزیون

دکترای برج ساز ، خون های آلوده ، فروش اعضای بدن ،سوگند بقراط بیخیال برو دنبال پول به جیب زدن

اینجا هیچ کس سر جاش نیست !

مهندسا زدن تو کار واردتا و صادرات

فاشیست های دیروز امروز شدن رهبر اصلاحات

مهم نیست که تازه امدی تو شهر و اینا فقط ، فقط باید چشم هات آبی باشه تا بشی هنرپیشه ای سینمایی 

اینجا هیچ کس سر جاش نیست!

حالا ، اونای که یک کاری بلدن همشون بیکارن

مسئولین رفتن مرخصی ، نیستن یا بیماران

اگه هیچ کاری بلد نباشی می شی معاون یا مدیر کارهای بزرگ دست آدم های حقیر ... اه

درویش ها آپارتمانی غطبه ی عرفانی نمایش الکی

بکسرو ها و کشتی گیر ها اصولا نماینده ی مجلس اند مشکلات فیتیله پیچ می کنن و حساب دشمنا را می رسن

دیپلمه های بیکار فراری از سربازی

نژون های کرج قهرمان های دختر بازی ....

اینجا هیچ کس سر جاش نیست !


گروه کیوسک

"اره همشهری این خانه از پای بست ویران است"

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 تیر1387ساعت 21:15  توسط بانوی حلبی  | 

خیابانی به نام ۱۸ تیر در رم


ایتالیا - انجمن ملی شوراهای شهر نام گذاری خیابانی در شهر رم با عنوان ۱۸ تیر یا ۹ ژوئیه را در دستور کار خود قرار داده است. امکان نامگذاری ۱۸ تیر در دیگر شهرهای ایتالیا نیز در دست بررسی است.

ایده نامگذاری خیابانی به نام ۱۸ تیر همزمان با ورود محمود احمدی نژاد، در ماه گذشته در نشست فائو در شهر رم مطرح شد. روزنامه ایل ریفورمیستا در نامه ای به طور رسمی از شهردار رم جانی آلمانو، خواست تا به نشانه حمایت از جنبش دانشجویی ایران، خیابانی را در نزدیکی سفارت جمهوری اسلامی ایران با نام یکی از دانشجویان در زندان نامگذاری کند. ابتدا قرار بود نام این خیابان \"علی نیکو نسبتی\" باشد. این پیشنهاد خیلی زود با موافقت شهردار مواجه شد و آلمانو اعلام کرد به طور رسمی از شورای شهر رم خواهد خواست تا امکانات این نامگذاری را بررسی کند. در این میان علی نیکو نسبتی در نامه ای ضمن تشکر اعلام داشت که این خیابان نه به اسم او که به نام ۱۸ تیر که تحولی در جنبش دانشجویی ایران است نامگذاری شود.
روبرتو پلا (Roberto Pella) مدیر بخش سیاست گذاری سازمان ملی شوراهای شهر ایتالیا روز گذشته در مصاحبه ای به خبرگزاری آکی کرونوس اینترنشنال ایتالیا گفت \"مصوبه ای را ارائه خواهد داد که در آن کلیه شهرداری ها امکان نامگذاری خیابانی در شهرهای مختلف ایتالیا با نام ۱۸ تیر یا ۹ ژوئیه را در دستور کار خود قرار داده و آن را بررسی کنند.
این در حالی است که پیش از این شهردار و رئيس شورای شهر تهران هشدار داده بودند اگر مقامات شهر رم، تصميم خود را در نامگذاری يك خيابان به نام خيابان ۱۸ تيرعملی كنند نامهای ايتاليايی را از خيابانهای تهران حذف و اقدام آنها را تلافي ميكنند. محمدباقر قاليباف شهردار تهران هم احتمال داد خيابانی در پايتخت به نام ادواردو آنيلی نامگذاری خواهد شد. ادواردو آنيلی پسر جووانی آنيلی سناتور و صاحب کارخانه فیات ايتالیا بود كه به دين اسلام گرويد و در سال ۲۰۰۰ میلادی درگذشت.
در اولین نشست مسئولان سیاست گذاری شهرداری های ایتالیا نامگذاری خیابانی با عنوان ۱۸ تیر در دستور کار قرار دارد.صبح روز چهارشنبه (۹ ژوئیه) علی افشاری از اعضای سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت برای شرکت در این نشست و همچنین کنفرانسی در محل خبرگزاری آکی کرونوس اینترنشنال ایتالیا وارد شهر رم شد.
در کنفرانس ۹ ژوئیه که با حضور مسئولان سازمان های دانشجویی ایتالیا برگزار شد علی افشاری ضمن یادآوری نهمین سالگرد حادثه ۱۸ تیر اعلام داشت که هنوز بعد از گذشت نه سال مطالبات و خواسته های دانشجویان محقق نشده است. او در ادامه ضمن اشاره به بازداشتهای اخیر از جمله بازداشت ده دانشجو در مشهد و احضار بیش از ۲۵۰ دانشجو در شش ماه گذشته به کمیته انضباطی افزود \"فشارها به دانشجویان نسبت به نه سال پیش بسیار بیشتر شده است اما علی رغم همه این فشارها دانشجویان از فعالیت هایشان دست برنداشته اند و به مبارزه ادامه می دهند و مهم این است که تا کنون حکومت نتوانسته دانشگاه ها و جنبش دانشجویی را تعطیل کند.\"

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 تیر1387ساعت 22:46  توسط بانوی حلبی  | 

دردهاي من/

جامه نيستند/

تا ز تن درآورم/

«چامه و چكامه نيستند»/

تا به «رشته سخن» در آورم/

نعره نيستند/

تا ز «ناي جان» برآورم/

دردهاي من نگفتني/

دردهاي من نهفتني است...






 
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 تیر1387ساعت 13:55  توسط بانوی حلبی  | 

چندی پیش یکی از دوستان مطلبی در مورد این که زنان اهریمن هستند و... گفته :

من بعد از مطالعاتی که داشتم به این نتیجه رسیدم که :
این سخنی های که دوست ما گفته در هیچ جای کتاب اوستا از این که اهریمن زن بوده نامی برده نشده بلکه دختر اهریمن بوده ما هم خودمان می دانیم که در دین اسلام شیطان دارای فرزندانی است .آنطور که من فهمیدم این افسانه ای است که در زمان های قدیم ایران نقل می شده .
در مورد بوسه زدن و... این عمل چیزی برای معرفی کردن دشتان ( عادت ماهانه ) دختران نوشته شده که چگونه پیدار شده . و وقتی برای اولین بار دختری دشتان می شود یعنی زمان شوهر دادن آن فرا رسیده .
هر چند در خود دین زرتشت طبق گفته ی
موبد اردشیر آذر گشسب زمان ازدواج دختر 15 سالگی است و قبل از اون اگر پدر یا مادر او را به زور به ازدواج و عقد کسی دراورند مجرم هستن .
و اینکه در کتاب گاتها که قدیمی تر از اوستا ، از سروده های زرتشت است هیچ صحبتی از منازعات ( جنگ و ستیز) بین هرمزد و اهریمن و جنگ و ستیزی که دائمی که مایه ی آن همه مباحثات گردید و در سر آن اشتباهات بزرگ برخاست روح زرتشت هیچ خبری از آن ندارد در
سراسر گاتها اهورا مزدا یگانه آفریدگار جهان مادی و مینوی است.
واگر
در روایت دینی زرتشتی « دشتان» تحفه «اهریمن» به زنان است از پس بوسه‌ی «اهریمن» بر سر "جهیکا"، در روایت اسلامی ، «حیض» ( عادت ماهیانه به زبان عربی) تنها یکی از آن «هشت ده»( هیجده چیز) چیز است که به گفته‌ی امام محمد غزالی حق تعالی حوا را و زنان را به آن چیزها عقوبت ( عذاب ، شکنجه) فرموده است .
آن هیجده چیز:
اول حیض، دوم زادن، سوم جدا شدن از مادر و پدر و مرد بیگانه را به شوهر کردن، چهارم بنفاس خویش آلوده شدن، پنجم آنکه مالک تن خویشتن نباشد، ششم کمی میراث، هفتم طلاق که بدست ایشان نگردد، هشتم آنکه مرد را چهار زن حلال کرده و زن را یک شوی، ... یازدهم آنکه گواهی دو زن را برابر یک مرد نهاده، ...چهاردهم امیری را نشایند و نیز قضا را و نه حکم را.

باب سیم «سفر پیدایش» روایت «اغوای» حواست و خوردن میوه «درخت معرفت»: خداوندِ خدا به زن گفت این چه کار است که کردی؟ زن گفت: مار مرا اغوا نمود که خوردم. پس خداوندِ خدا به مار گفت چونکه این کار کردی از جمیع بهایم و از همه حیوانات صحرا ملعون‌تر هستی بر شکمت راه خواهی رفت و تمام ایام عمرت خاک خواهی خورد و عداوت در میان تو و زن و در میان ذرّیت تو و ذرّیت وی می‌گذارم، او سر تو را خواهد کوبید و تو پاشنه‌ی وی را خواهی کوبید و به زن گفت: الم و حمل ترا بسیار افزون گردانم با الم (درد و رنج ) فرزندان خواهی زائید و اشتیاق تو به شوهرت خواهد بود و او بر تو حکمرانی خواهد کرد.

امیدوارم به جوابتون رسیده باشین .

 
+ نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 12:50  توسط بانوی حلبی  | 

درود دوستان تشکر می کنم از دوستانی که در نبودن من به وبلاگم سر زدن و اینکه برای اولین پست مطلب خنده داری گذاشتم تا تلافی روزهای غیبت باشه :

یکی از علمای حوزه علمیه قم:

حوزه علمیه باید یک کانال مستقل در ماهواره داشته باشد.

این هم لیست برنامه های شبکه ماهواره ای عمامه تی وی:

ملای دانا(طنز)

 

راهکارهای انتقال خمس و زکات به بانکهای سوییس(میزگرد اقتصادی)

 

سردار زارعی و دوستان(آموزشی)

 

ارباب حقه ها(مستند)

 

نوحه های درخواستی با اجرای صادی جون (صادق آهنگران سابق)

 

آقا و خانم هاشمی(سینما اکشن)

 

این مرد با پای راست وارد دستشویی می شود (سینمای جنایی)

 

دنیای بدون صیغه (سینمای وحشت) – این فیلم برای روحانیونی که ناراحتی قلبی دارند توصیه نمی شود

 

ملا فشن با حضور برترین دیزاینر ها از نجف ، کربلا ، قم و .... با معرفی مدل مطرح جهان محمود ژیگول


+ نوشته شده در  سه شنبه 11 تیر1387ساعت 20:47  توسط بانوی حلبی  | 

کشورها با معانی انها هر چند همه شون نیستند ولی اون های که به نظرم جالب بود گذاشتم

1- آذربایجان: آتورپاتکان{نگهدای آتش}(فارسی)

2-آفریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما (آفتابی)جنوبی(لاتین، یونانی )

3-آلمان: سرزمین همه ی مردان یا قوم ژرمن ( فرانسوی-المانی)

4-اتریش: شاهنشاهی شرق(آلمانی)

5-اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان ( یونانی)

6-ارمنستان: سرزمین فرزندان ارمن،نام نبیره ی نوح (فارسی)

7-ازبکستان: سرزمین خودسالارها ( سغدی- ترکی – فارسی)

8-  اسرائیل: جنگیده با خدا (عبری)

9-افغانستان: سرزمین قوم افغان(فارسی)

10- امارات متحده عربی: شاهزاده نشین های یکپارچه عربی(عربی)

11-اندونزی: مجمع الجزایر هند(فرانسوی)

12-بریتانیا: سرزمین قوم آنگل ( ژرمنی)

13- ایالات متحده امریکا: از نام آمریگووسپوچی دریانورد ایتالیایی

14- ایران: سرزمین نجیب زادگان(آریاییان) ( فارسی)

15-ایرلند: سرزمین قوم ایر (شاید هم معنی با آریا) (انگلیسی)

16-بریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان(لاتین)

17-پاکستان: سرزمین پاکان

18-جامائیکا: سرزمین بهاران

19-روسیه: کشور روشن ها، سپیدان (شاید از ریشه سکایی"راؤش)

20-ژاپن: سرزمین خورشید تابان(ژاپنی)

21-سودان: سیاهان(عربی)

22-عراق: شاید ازایراک به معنای ایران کوچک(فارسی)

23-عربستان سعودی: سرزمین بیابانگردان در تملک خاندان خوشبخت. واژه عرب به معنی گذرنده و بیابانگرد است

24-کانادا: دهکده (زبان سرخپوستی"ایروکوئی)

25-کلمبیا: سرزمین کلمب(کریستف کلمب)(اسپانیایی)

26- لبنان:سفید(عبری)

27-مقدونیه: سرزمین کوه نشین ها، بلندنشین‌ها (یونانی)

29-هلند: سرزمین چوب (آلمانی)

30-هند:پر آب (فارسی باستان)

.

.

.         34

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 فروردین1387ساعت 5:5  توسط بانوی حلبی  | 

در مورد این پست باید اول بگم خانم زهرا اشراقی نوه ی خمینی افکاری متفاوت با پدر بزرگش داره اگر رساله خمینی را خونده باشین  نوشته که : حضور زن حرام در جامعه یا خلاف اسلام ، واینکه زن برده ی مرد ، و ورود زن به جامعه فقط اتلاف بودجه مملکتی و... خلاصه این که حتی ایشون مخالف چادر زنان در جامعه بوده  حتی به یک خبرنگار سوئدی گفته : اگر چادر به سر میکنم نه به انتخاب خودم بلکه به احترام خانواده ای است که به آن تعلق دارم. ....خیلی چیزها هست که نمیتوانم بگویم.

و در ادامه ی مطلب به خبرنگار گفته : نارضایتی حتی به میان نوجوانان و جوانان بلند پایه ترین مقامات حکومتی نیز رخنه کرده است و مینویسد که امروزه حتی نوادگان خود آیت الله خمینی بنیانگذار حکومت اسلامی نیز خطری برای ملایان ایران بشمار میروند. و در ادامه مطلب به این قضیه اشاره کرده که فراموش نکنید که پدر بزرگ من در زمان جنگ رهبر ایران بود....اگر او امروز زنده می بود فکر میکنم از رفرمهای رئیس جمهور پیشین خاتمی حمایت میکرد. احمدی نژاد برای زمان صلح بیش از اندازه محافظه کار است.

زهرا اشراقی یکی از فعالان حقوق زنان است و برای ملایان تهدیدی به شمار می رود . و اجازه نیافت که در انتخابات شرکت کند . او از نظر ملایان بیش از حد تندرو تشخیص داده شد.

از زبان خبرنگار سوئدی و جواب های زهرا اشراقی :

تماسهای برجسته فامیلی زهرا اشراقی غیر قابل انکار است. پدر بزرگ او بنیانگذار حکومت اسلامی بود و بیانات و آفیش هایی در بزرگداشت او کماکان در سراسر ایران دیده میشود. بغیر از این, نام برادر شوهر او  محمد خاتمی است و او از سال 1997 الی 2005 رئیس جمهور ایران بوده است. و همسرش – محمد خاتمی – رهبر بزرگترین حزب اصلاح طلب ایران است.

اما برای ملایان ایران او خطرناک تشخیص داده شده. و همینطور همسرش. به هیچکدام از آنان اجازه شرکت در انتخابات پارلمانی سال 2004 داده نشد. میگوید:
- تعجبی نکردم. آنهایی که اداره این کشور را بعهده دارند دست به هر عملی در ضدیت با ما اصلاح طلبان میزنند.

این ارگانی موسوم به شورای نگهبان است که نام کاندیداها را از روی لیست حذف میکند. و  لازم نبود زهرا اشراقی کار زیادی جهت برانگیختن خشم آنان صورت دهد:
- دو دلیل ارائه کردند. یکی اینکه مصاحبه ای با نیویورک تایمز انجام داده ام. و دیگر اینکه از شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل ستایش کرده ام.

زهرا اشراقی را در آپارتمانش در شمال تهران ملاقات میکنم. آپارتمانی مدرن با جلوه های هنر غرب بر روی دیوارهای آن. مبلمان منزل نقش هایی  از تولوس لایترکس رقصنده پاریسی دارد و بر روی صفحه بزرگ تلویزیون مسابقه فوتبال نمایش داده میشود. خود او دارای پوشش سنتی و سیاه رنگ موسوم به چادر بر روی لباسی به رنگ بژ است:
- اگر چادر به سر میکنم نه به انتخاب خودم بلکه به احترام خانواده ای است که به آن تعلق دارم.  من آنجور که شاید ظاهرم نشان بدهم محافظه کار نیستم. خیلی چیزها هست که نمیتوانم بگویم.

زهرا اشراقی سالها در رابطه با مسائل زنان در وزارت کشور فعالیت کرده است. اما پس از 8 سال ریاست جمهوری خاتمی رفرمیست, سال گذشته محمود احمدی نژاد محافظه کار به ریاست جمهوری رسید و تاثیرات این انتخاب بر این وزارتخانه نیز مشهود بود:
- سابقا در رابطه با مسائلی مانند طلاق و یا مواد مخدر کار میکردیم. الان از ما میخواهند که همه باید از حق چند همسری مردان حمایت کنیم.

به این ترتیب زهرا اشراقی کار خود را ترک کرد. او در آتش احقاق حقوق زنان میسوزد,  و مایل نیست در برگرداندن زمان به عقب همدستی داشته باشد.

او تشکیلات داوطلبانه ای را اداره میکند و از جمله در تلاش جهت تغییر قانونی است که زنان بر اساس آن جهت مسافرت به خارج از کشور نیازمند اجازه شوهران و یا پدران خود هستند.  اما اوضاع جهت ادامه فعالیتهای او هر چه خشن تر میگردد:
- نهاد کودکان سازمان ملل متحد یونیسف  اخیرا مایل به افتتاح کلاسهایی برای همه سازمانهای زنان بود. من با این سازمانها تماس گرفتم اما هیچکدام جرات شرکت نداشتند. اوضاع در حال حاضر یاس آور است.

 

 

rt

خبرنگار روزنامه اکسپرسن در زیر این تصویرمی نویسد:
زهرااشراقی از پدر بزرگ خود خمینی با عشق  یاد میکند, اما
ایرانیان زیادی را نمیتوان یافت که چنین احساسی داشته باشند

 

زهرا اشراقی خاطرات گرمی از خمینی دارد. آنها در نزدیک هم زندگی میکردند و اغلب با یکدیگر بودند. خصوصا در تابستانها:
- اما حیف که من آن موقع بچه تر از آن بودم که بتوانم با او به بحث بپردازم.

در گوشه ای از اتاق تصویری از دختر زهرا اشراقی, فاطمه, درکنار آیت الله خمینی بچشم میخورد:
- این آخرین عکسی است که از او داریم. او 20 روز بعد درگذشت.

فاطمه امروز 20 ساله  و دانشجوی آرشیتکتی است. پسر زهرا علی نیز 13 ساله است  و  در اندیشه سازمان فضانوردی آمریکا, ناسا.
- آنها خیلی از وضعیت ناراضی هستند. آنان میخواهند آزادتر باشند.

اینگونه بنظر میرسد که حتی نوادگان خمینی نیز در حال تبدیل شدن به سردری برای ملایان هستند.

 

از: ماتس لارشون / خبرنگار روزنامه اکسپرسن

منبع : سایت استکهلمیان

+ نوشته شده در  شنبه 10 فروردین1387ساعت 21:13  توسط بانوی حلبی  |